ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

202

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

اما جاولى ، كه بدنبال فرستاده حركت كرده بود ، در فرج [ ( 1 ) ] فرود آمد كه مرز بين فارس و كرمان بود . و آنجا را محاصره كرد . وقتى اين خبر به حاكم كرمان رسيد . فرستاده را فراخواند و بازگشت سپاهيان را تقبيح نمود . فرستاده شروع به عذرخواهى كرد . يكى از فراشان جاولى نيز همراه اين فرستاده بود و ماموريت داشت كه خبرها را به جاولى برساند . وزير نسبت به اين فراش سوء ظن پيدا كرد و دستور داد او را شكنجه كنند . فراش بر اثر شكنجه اقرار كرد كه ميان فرستاده و جاولى چه توطئه‌اى بوده است . در نتيجه اعترافات او ، فرستاده خائن به دار آويخته شد و اموال او نيز غارت گرديد . فراش را نيز به دار زدند . آنگاه قرار شد كه سپاهيان به مقاوله با جاولى بشتابند . بنابر اين شش هزار سوار براى جنگ با او روانه شدند . شهرى كه در مرز ميان فارس و كرمان قرار داشت در دست مردى بود موسوم به موسى كه فردى مدبر و مكار شمرده مىشد . او قشون خود را جمع كرد و به آنان دستور داد تا جادهء معمولى را كه محل رفت و آمد است ترك كنند . و به آنان گفت : جاولى نسبت به اين جاده احتياط مىكند و مراقب آن خواهد بود . آنگاه افراد قشون را به راه‌هاى غير معمول ، كه ميان كوه‌ها و دره‌ها قرار داشت و كسى از آنها آمد و شد نمىكرد ، سوق داد .

--> [ ( 1 ) ] - فرج شهرى است در آخر اعمال فارس ( از معجم البلدان ) شهرى است به فارس ، و از آن شهر است على بن حسن بن على محدث ( منتهى الارب ) - از لغتنامه دهخدا